شورشو دراوردن
حالا نه به اون عدم حمایتاشون نه این شوری الان ...
یه شب فقط اروم بودما یه شب...
پدرم میخواد وسیله هایی که اون خریده رو هم طلب کنه ...
بخاطر طلاهایی که من برای خونه دارشدن این اقا فروختم میخواد پدرشو درآره ...
استرس گرفتم باز...زنگ زدم به زنداداشم گفتم بابا بزارید من مهر طلاق بخوره تو شناسنامم بعد برید اصلا اینقدر کتکش بزنید تابمیره ...
جو آروم نباشه روند طلاقم کُند میشه ...من میخوام تا اخر مرداد تموم شه ماجرا ...
خدایا بساز برام ...
بدون دردسر تموم شه دیگه ...
+ نوشته شده در دوشنبه ششم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 20:8 توسط الهام
|