ای کاش مامانم از حاشیه امنش خارج میشد و کمکم میکرد حتی یه زنگ‌نمیزنه حالمو بپرسه...بهم گفت من کار ندارم خودت باید به بابات بگی...گفت حتی به بابات بگو من پشتت نیستم نمیخواد خودشو درگیر دردسر کنه!

اخه مگه ناراحتی بچه ات مهم نیست؟

یادمه مجردیمم بهم گفت من تورو نمیخواستم...یاگفت تو داری زندگی منو خراب میکنی زندگی من خوبه...یا یبار گفتم مامان نونارو اسراف نکن بابامم بهش فقط یه تذکر داد بدون دعوا گفت بهم دفعه اخرته که توزندگی من دخالت میکنی...

حالام میگه پسر مردم بدبخت کردی من بخاطر تو حرف شنیدم از بابات انگار کتک خورده!

حالا مامان دوستم که جدا شده از باباش کتک خورده ولی رفته وسیله های دخترشو جمع کرده دخترشم برده بود خونه داییش...

این یعنی مادر...

هر مادری مقدس نیست...

بگم حالم از این رفتاراش بهم میخوره بده؟ازاین بی تفاوتیش ...