۲۹شهریور
سلام ،
راستش این روزا درعین بیکاری خیلی شلوغم اتفاقات مختلفی افتاده دوهفته است که هیچچچچ کاری برای مقاله و پایان نامم انجام ندادم و امروز میخوام برم پیش استادم ...
این منِ کمالگرام بشدت داره تلاش میکنه که بهم حس ناکافی بودن بده ...نمیدونم این دوهفته هم شاید برای سوگ لازم بوده ...با پدرم فکر کنم قهرم چرا ...بخاطر اینکه ۱تومن از وام ازدواج کوفتی رو نزدم و نگه داشتم برای اینکه کم نیارم اونم دیروز رفته بانک و فهمیده و ببین مامانم زنگ زد و کلیییی حرف گفت بهم که روزمو خراب کرد ...خلاصه از دوستم گرفتم و وام رو دادم این ماه بشدت تحت فشار مالیم خدا بخیر کنه ...
ترم ۳شروع میشه از فردا دلم میخواد عالی باشم ولی میدونی همش تو ذهنم اینه که من فقط ادعا دارم عمل ندارم بخاطر کمالگراییم ...باید برنامه بچینم اینجوری نمیشه ...
میام کم کم به وباتون سرمیزنم ...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 9:16 توسط الهام
|