برای هر چیزی پایانی هست
معدل این ترمم شد ۱۹.۱۲ خوشحالم؟نه
چرا؟۶ماه رابطه ی خوبی داشتم عاشق شدم عاقلانه این پسر همه چیز به من داد احترام عشق حمایت آرامش ولی دیشب که دیدمش تو چشاش دیدم مستعصل چرا؟
چون میخواد ازدواج کنه و بین دل و عقلش مونده من فهمیدم و گفتم تموم کنیم ...
چون یهویی نمیتونیم قرار شده فاصله بگیریم فقط ...سختمه
قلبم تیر میکشه سختتر از طلاقم
لعنت به این مطلقه بودن و افکار سنتی ...
میدونم خوب میشم اینم میگذره ولی میخاستم این ادم مال من باشه برای خود خودم ....
من برای چندم تو زندگیم مُردم ...
خدایا شکرت ...
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 8:13 توسط الهام
|