هشتم دی ماه
بعد از ۵۰روز اومدم خونه دیروز ...
راستش خونه طاقتم نمیاد بااینکه هفته بعد تعطیلم ولی به بهونه مقالم میخوام ۵شنبه برگردم :)
فقط هم بخاطر این اومدم که پدر ومادرم رو ببینم و همینطور دوستام رو ...
دیروز زینب اومد خونمون و رفتم خونه خاله بزرگم که حکم مادربزرگ داره برام از وقتی طلاق گرفتم خیلی حس دلسوزی بهم پیدا کرده پول داد و گردو و تخممرغ خونگی ..دوسش دارم ♡
+ نوشته شده در سه شنبه نهم دی ۱۴۰۴ ساعت 9:22 توسط الهام
|