۱۸آذر
قبل از اینکه پاشم برم نماز بخونم بهتره یکم بنویسم اینجا مغزم خالی شه ...
اینم یادم نره بگم فازِ اونایی که آیدی بقیه شبکه های اجتماعیشونو میدن تو کامنت رو نمیفهمم 😐مگه من کمبود دوست دارم که شما بخوای با من بیشتر آشنا شی؟...
اتاق نیاز به جارو زدن داره حسش ندارم جزوه باید بنویسم لباس بشورم و...هیچکدوم حوصله ندارم ...
دلم شور میزنه انگار سکوت قبل طوفانِ ...ذهنم پر از سئوالِ بی جوابِ ...
هرکسی از چهرم تعریف میکنه حس میکنم دروغ میگه بااینکه همههههه میگن خوشگلی ولی انگار خودم قبول ندارم خودشفقتی و عزت نفسم خراب شده بدجور 😐🤦♀️
ارتباطمم با خدا انگار کم شده دلیل این بی قراری ها شایدم همینه ...
امااا اینم بگم به طور کلی الان رو به همه زمان های زندگیم ترجیح میدم ...
پاییز بی بارون چه بده یکبار سبزوار بارون اومد و تموم ...
کارتم نفسای اخرشه و باید مدیریتش کنم وگرنه میرفتم کافه یکم حال و هوام عوض میشد...