«یاد گرفتم آرام بمانم… حتی وقتی هیچکس نمیپرسد چرا»
گاهی بعضی روزها میفهمی سکوت، فقط بیصدا بودن نیست؛
یه جور انتخابه… انتخابِ اینکه خودتو توی شلوغیِ بیتوجهیِ دیگران گم نکنی.
یاد گرفتم آدمها همیشه همقدِ احساسمون نمیفهمن،
نه چون بیاحساسن،
چون ظرفیت هرکسی فرق داره.
گاهی تو عمیقتر از اونی دوست داری که اون بلدشه،
و این یعنی باید خودت پناهِ خودت باشی.
دیگه منتظر پیام، نگاه، یا یادآوری کسی نیستم.
اگه دلم گرفت، براش چای میریزم، باهاش حرف میزنم، مینویسمش…
یاد گرفتم دلتنگی هم بخشی از منِ زندهست،
نه نشونهی ضعف.
الان دیگه دنبال درک شدن از بیرون نیستم،
دارم یاد میگیرم خودم رو در آغوش بگیرم،
با همهی ترسها، اشتباهها، و امیدهایی که هنوز توی دلم زندهن.
آرامم…
نه چون چیزی درست شد،
چون بالاخره فهمیدم آرامش، از بیرون نمیاد — از خودمه. 🌿
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 22:6 توسط الهام
|