سارا گفت نمیتونه پول رو بزنه گفت داره زعفرون پاک میکنه ولی تا چند روز دیگه میزنه ...

کار پیدا نمیشه باید صبوری کرد ...

کلاس امروزم رو نرفتم :)

پی ام اسم شدید همه رفتار ها رو مخمه حتی خابیدن زیاد الان هم اتاقیم و مجبور به سکوت کردن من ...

حس حسادت پیدا کردم به هم اتاقیم که مجرده و با دوس پسرش زندگی میکنه و خانوادش خوب ساپورتش میکنن شاید یه دردی داره که من نمیبینم اره ولی ظاهرا اینه و من حسادت کردم از این حس متنفرم ...

دلم فقط میخواد یه پولی دستم برسه برم خرید کفشام باعث تاول شدن اونم نه تاول معمولی داغون در حدی که پام رو نمتونم زمین بزارم ...

پولی که فکر میکنم برای خابگاه و اینا ماهیانه کافیه چقدره ؟۶تومن و من نهایت ماهی چقدر خانوادم بتونن بدن ؟۳تومن

بابام زنگ زد دوباره گفت نبینم گوشی یا لپتاپتو فروختیا لازم داشتی بگو به دلایل زیادی نمیگم اول اینکه من مطلقه شدم و هنوز برگشت به خانواده و ضرری که بابت ازدواجم بهشون زدم رو نپذیرفتم وسختمه و خجالت میکشم دوم غرورمه دوس دارم خودم اکتیو باشم و بتونم پول دربیارم و همزمان درس بخونم حس بی عرضگی بهم دست میده سوم برادرامن چون حسودن بفهمن بابام ساپورتم میکنه مثل دوره کارشناسی گند میزنن تو حالم ...

هر مرحله یقینا چالش داره اصلا بدون چالش نمیشه وضعیت نماز خوندنمم افتضاحه خودمو تنبیه میکنم قضا که میشه دیگه نمیخونم اون نماز رو و فقط اونی که وقتشه رو میخونم و معمولا شبا رو میخونم ....