ای کاش بتونم بنویسم ای کاش توانِ کلمات زیاد بود تا همین چند کلمه بتونن حسم رو منتقل کنند ...

رها کردن در اوج خواستن سختترین بخشِ زندگیه ...ولی لازمه ...

توسرم مکالمه های فرضی زیادی هستن اما باید تموم شن شاید بعد این تموم شدن تازه زندگی جدید اتفاق بیوفته تازه شرحِ احوالات درونی رو بتونم بنویسم و بروز بدم ...

شاید اون زخم کهنه باید خوب شه ولی با دردِ زیاد اما خوب میشه شایدم هرگز خوب نشه ...شاید همینم لازمه برای ادامه زندگی ...

خدایا تو هر شرایطی که هستم نمیخوام یادم بره تورو ...تو قطعا بهترین رو برای من کنار گذاشتی و من متنظر اتفاقای خوبم خودت نشونم بده خندیدن رو درجایی که قبلا گریه کردم لطفا 🤍