حس عجیب
فردا یا پس فردا میرم سبزوار...
این شهر چی داره که هی منو میکشونه به سمت خودش...یه داستان ناتموم دارم تو اون شهر میدونم ....خدایا ۳سال گذشته برام خیلی عجیبه، خیلی زیاد هم خوشحال کننده است
اصلا نمیدونم چجوری باید شکر گزاری کنم حس میکنم کم شکر گزاری کردم...
ولی باورم نمیشه هنوز ...باید برم اونجا و خابگاه برسم تا باور کنم یه استرس عجیبی هم دارم نمیدونم چرا احتمالا بخاطر هیجانِ...
زندگیم رفته رفته شبیه رمان شده :)
خدایا بابت همه چیز همه چیز شکر خدایا شکر بخاطر همه اون چیزایی که من فکرم نمیرسه بخاطرش شکر گزاری کنم ...کاری میکنم که لایق این نعمت و موقعیتی که دادی باشم ♥️
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۴ ساعت 18:5 توسط الهام
|