روزمرگی
گوشیمو گذاشتم تو دیوار که فروش بره چون قطعا گوشی فروشی ها ارزون میخرن انشالله که زود فروش بره ...
حالِ دلم خوبه اما مغزم درگیری زیاد داره واقعا ...
اما انگار میدونم درست میشه میدونم تهش خوبه و اینا میگذره ...دیروز نماز ظهرم قضا شد دلیلش فقط اومدن دوستم بود مشغول حرف شدیم و بعدم کیک درست کردم براش میخواست برای یخچال خواهرش که فردا عروسیشه ببره براش دعای خیر کنید خیلی ناراحت شدم که نتونستم خودم موادشو بخرم دستم خالی بود متاسفانه امیدوارم بهترینها نصیبش بشه و خوشبخت بمونه 🥰...
دلیل خوبی نیست ولی وقتایی که اینجوری میشه میگم خدایا چقدر ما ادما نامردیم چقدر حواسمون نیست به تو ....
دیروز شورای دبیرا بود تو یه مدرسه و امروزم جلسه اون یکی مدرسه است چه خوب میشد اگر رسمی بودم...امسال انشالله یکم شرایطم ثابت شه شروع میکنم برای آزمون خوندن ...
تابستون خیلییی بدی بودی گرما نداشتی فقط سررررد بودی امیدوارم پاییز خوبی باشه برای همه و من ...