پدرم یه هفته بود نماز نمیخوند امروز گفت برم وضو بگیرم بخونم نمازمو راستش دیروز تو نمازم گفتم خدایا بخونه بابام نمازشو آشتی کنه باهات بهش صبر بده ...

و به بابام گفتم بیاباهم بخونیم شما جلو تر از من ،من پشت سرشما...بعدم بوسش کردم گفتم خوبه که میخونین دوباره بابا ...گفت نمیدونم عاقبتت چی میشه گفتم شما خودت یادمون دادی تا خدا نخواد هیچی نمیشه ...فقط دعا کنین...

هنوز خبری نیست ...وکیلمم صبح نبود عصر میرم پیشش پدرم ترسیده میگه فعلا تنهایی بیرون نره یهو یه چیزیت میشه میاد سراغت ...

دیشب باهمون ارامبخش خابیدم امروز یکم ارومم چون هنوز خبری نیست ...