از بچگی از دعوا میترسیدم خیلی زیاد زیاد ...

امروز وکیل با پدروبرادرم صحبت کرده داداشم گفت بااااید دهنشو سرویس کنیم تهدید به مرگ کرده و...غیره که نمیشه اینجا نوشت ...

راستش هم خوشحالم چون ۲سال و اندی زجر کشیدم اذیت شدنش خوبه و هم میترسم برای خانوادم ابرو ریزی کنن این کثافطای مارموز....

از شر و دعوا میترسم طوفانه شروع میشه قدرتشو بده بهم خدایا

امشب میرم کلا خونه بابام ...

برام دعا کنید 🥺