وسیله هامو جمع کردم فردا میرم ...

فقط یه جارو برقی میزنم و حیاط رو باید بشورم ...

دلم برای این خونه تنگ میشه ...

استرس دارم برگرده ببینه وسیله ها نیست لج کنه البته که رضایت نامه دارم ازش با امضا و من فقططط وسیله های جهازمو برداشتم چون با کمال پررویی بهم میگفت ساعتو نبر گلدونارو نبر پرده هارو نبر کتری قوری نبر...خداییش گدا نیستم اما پدرم گفت راضی نیستم همه چیتو باید برداری برای همین وگرنه ارزش نداره ... اما خونه کامل بی روح شد انگار ادم زندگی نمیکنه داخلش...حس خفگی داره...

الهام خانوم طوفان درراهه آماده باش ....

خدایا میدونم سخته با دردِ میدونم تاوان داره هر تصمیمی اما صدماتش کم باشه بدون لجبازی و دعوا و مصالحه آمیز تموم شه ...

همه بگید آمیییین 🥺🙏